X
تبلیغات
ویژگی خانواده قرآنی - نقش مادر در تربيت فرزند

ویژگی خانواده قرآنی

نقش مادر در تربيت فرزند

روى اين حساب تمام يا اغلب گيرندگى و اثرپذيرى او از مادر است، و به همين علت حسابى كه اسلام براى مادر باز كرده براى غير او باز نكرده است.

آثار وجودى مادر از جسم و روان، در وجود كودك ظهور مى كند، و طفل در اكثر اطوار و برنامه هاى حياتش خودآگاه، يا ناخودآگاه بر طينت مادر مى طند.

دختر قبل از اينكه ازدواج كند بايد توجه داشته باشد، يا به او توجه بدهند كه مادر فرداست، و مادر فردا بايد از امروز در غذا، رفت و آمد، معاشرت، برخورد، تربيت، ادب و ايمان دقت كند، تا موجد و مولّد نسلى پاك، سالم، باارزش و مؤدب به آداب باشد.

اين جمله زيبا را كه از امپراطور فرانسه ناپلئون نقل مى كنند در كتابى در رابطه با زن ديدم.

از او پرسيدند كدام مملكت در نزد تو ارزشش از همه ممالك بالاتر است ؟ گفت كشورى كه تعداد مادرانشان بيشتر باشد!

حيثيت مادربودن بايد براى زن ثابت و پابرجا بماند، و گرنه نسل خوبى بوجود نخواهد آمد.

مادر در فرهنگ اسلام بايد مادربودن خود را براى تربيت و رشد فرزندان حفظ كند.

مادر بايد براى فرزندان مادرى كند، تا فرزندان از نظر فكرى و عاطفى كمبود پيدا نكنند.

زن اگر خصوصيات مادرى را از دست بدهد، و خود را در عرصه گاه آزادى به معناى غربى بيندازد، و با هركس و ناكسى بگويد و بخندد و بنشيند، و رفت و آمد كند، به خود و به شوهر و به فرزند، به خاطر لذائذ جسمى و مادى بى اعتنا باشد، مادر نيست، درنده اى است كه به جان خانواده افتاده، و گرگ خطرناكى است كه شرف و كرامت و عفت و پاكى خانواده را به باد خواهد داد.

مادر براى تحويل دادن فرزندى وزين، مؤدب، پاك، باصلابت، خردمند، بايد داراى وجودى پاك، و فكرى سالم، و اخلاقى انسانى باشد.

اَشْهَدُ اَنَّكَ كُنْتُ نُوراً فِى الاَصْلابِ الشّامِخَةِ وَ الاَْرْحامِ الْمُطَهَّرَةِ.

قطعه اى از زيارت وارث است، خطاب به سرور شهيدان :

همانا در اصلاب شامخه و ارحام مطهره نور بودى، نورى كه از مقامى شامخ، و جايگاهى پاك طلوع كرد، و جهانى را به نور علم و عدل و حكمت و رهبرى صحيح روشن و پس از شهادت، آخرت را روشن تر نمود.

در همان زيارت وجود مقدس او را به عنوان خديجه كبرى و فاطمه زهرا (عليها السلام)مى خوانيم.

السَّلامُ عَلَيْكَ يَابْنَ فاطِمَةَ الزَّهْراءِ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَابْنَ خَديجَةَ الْكُبْرى.

اينكه رسول اسلام به جوانانى كه قصد ازدواج دارند سفارش مى كند دختر از خانواده اى اصيل، متين، و ديندار بگيريد، به خاطر اين است كه جلوى فساد نسل گرفته شود.

دخترى كه اصالت خانوادگى از دست داده، جلف و سبك، بى ادب و بى تربيت، بىوقار و بى نظم، و از همه بدتر شهوت ران و بى حجاب و بدحجاب، و هر ساعت با يك دوست پسر بسر مى برد، قابليت ازدواج ندارد، او هدف حق را از آفرينش و خلقتش زير پا گذاشته، شئون زن بودن و مادربودن را از كف داده، لياقت بوجود آوردن فرزند صالح و شايسته را ندارد، كه رسول حق (صلى الله عليه وآله وسلم) در روايتى درباره اينان فرموده : اگر آنها در آخر زمان مار و عقرب بزايند بهتر از اين است كه فرزند بزايند، چرا كه در كارگاه فكر و روح و روان خود به خاطر لذت طلبى ايجاد اخلال كرده، و اين كارگاه مختل از ساختن انسان سالم عاجز است.

اين معنا را از زبان نوح پيغمبر بشنويد :

و قال نوح ربِّ لا تذر على الأَرض من الكافرينَ ديّاراً انَّك ان تذرهم يضلُّوا عبادك و لا يلدوا الاّ فاجراً كفّاراً.

خداوندا از اين ناسپاسان و اين مرد و زنى كه دست از عناد و لجبازى برنمى دارند، احدى را در روى زمين باقى مگذار.

همانا اگر از اين ملت كسى را باقى بگذارى بندگانت را گمراه مى كنند، و از اينان فرزندى جز بدكار و ناسپاس بوجود نمى آيد.

اگر در ميان قوم نوح مادر فراوان بود، اگر زن باايمان و سپاسگزار، و پاك و باادب زياد بود، نمى فرمود از اينان جز فاجر كافر بوجود نمى آيد.

آرى اگر دختر و زن بفرموده رسول حق خضراء دمن باشد، يعنى گياه روئيده شده روى مزبله، از اين گياه نمى توان توقع بوجود آمدن ميوه شيرين و محصول الهى و انسانى داشت.

مادر نبايد در هر مجلسى گرچه مربوط به اقوام باشد شركت كند، زيرا پاره اى از مجالس مجلس معصيت است و در روحيه مادر اثر مى گذارد و چه بسا كه هويت مادربودن را از او بگيرد.

مادر نبايد به هر شكلى كه ميل و طبعش اقتضا مى كند از مواد خوراكى استفاده كند، چه بسا كه غذا از منبع حلالى تهيه نشده، و از نظر آثار براى او و فرزندش زيان داشته باشد.

مادر مسائل مربوط به طهارت و نجاست را رعايت كند، و بر فرائض و واجبات و مسائل اخلاقى اصرار داشته باشد، تا كارگاه وجودش منبع نور و سبب طلوع نور شود.

چنانكه از امامان معصوم ما رسيده : حضرت زهرا (عليها السلام) را اسوه خود قرار داده بودند، و از تمام شئون فكرى و روحى و اخلاقى و ايمانى آن بزرگوار پيروى مى كردند.

فاطمه (عليها السلام) در تمام هستى مادرى نمونه و نمونه اعلاى مادرى است، زنان ما و دختران ما بايد آن حضرت را اسوه و الگوى زندگى خود قرار دهند، كه مادر ريشه و سرچشمه و اصل وجود فرزند است.

مادرانى كه اخلاق اسلامى را رعايت مى كنند، مادرانى كه از وقار و سنگينى و ادب بوخوردارند، مادرانى كه كانون مهر و محبت و عاطفه و عشقند، فرزندان آنها تا وقتى در رحم هستند از اين خصوصيات مايه مى گيرند، و پس از بدنيا آمدن با نگاهى كه دائم به مادر دارند، و گوشى كه تا مدتى وقف صداى مادر است از مادر بدون ترديد شكل مى گيرند.

حضرت حسين (عليه السلام) وقتى سر حرّ بن يزيد را به دامن گرفت، حريت و آزادى او را از هوا و هوس و حاكميت بنى اميه به مادرش نسبت داد :

اَنْتَ حُرٌّ كَما سَمَّتْكَ أُمُّكَ حُرّاً.

تو آزادى، و اين آزادى را از مادر نشانه دارى.

وقتى عمر سعد اصرار بر بيعت كردن حضرت حسين با يزيديان ورزيد، امام عدم بيعت خود و يارانش را به مادران پاكيزه و پاك دامن نسبت داد.

حُجُورٌ طابَتْ وَ طَهُرَتْ.

 

ميوه باغ پاكى

عبد اللّه مبارك انسانى حكيم، فرزانه، دانشمند و عارف بود، در ايام جوانى جهت باغدارى و باغبانى به استخدام يك باغدار درآمد.

صاحب باغ در فصل انار تعدادى مهمان به باغ آورد، فرياد زد مبارك انار بياور، مبارك سبدى انار آورد، انارها ترش بود، صاحب باغ گفت انار شيرين بياور، آورد باز هم ترش بود، گفت مبارك مگر نگفتم انار شيرين بياور، در اين مدت شش ماهى كه در اين باغى خبر ندارى انار شيرين از كدامين درخت است ؟! گفت : نه خبر ندارم. گفت : چرا ؟ جواب داد : روزى كه با هم قراداد بستيم قرار باغبانى بستيم نه باغ خورى، من از وضع ميوه هاى اين باغ در جهت شيرينى و ترشى خبر ندارم!!

آرى نطفه پاك، رحم پاك، مادر پاك، تربيت پاك حافظ مال مى سازد نه مال مردم خور، باغبان بوجود مى آورد نه باغ خور.

 برگرفته شده از کتاب نظام خانواده دراسلام

حسینم انصاریان

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم دی 1389ساعت 10:10  توسط یاس سپید  |